آقای پرشین بلاگ ! سگ باوفا بودن افتخار نیست.
ابتدا متن کامل یادداشت آقای بوترابی:
« لرهای ايراني
لرها هم عجايب موجوداتی هستند. در بين مردم ايران سختی زياد کشيده اند ولی همچنان از وفادارترين گروهها قومی به وحدت کشور هستند. در جنگ تحميلی خرم آباد زير شديدترين حملات صدام و حاميان اش بود. تعداد نيروهای اعزامی به جبهه های لرستان از جمله آمارهای قابل توجه بود. در شرايط فعلی شايد لرها تنها اقليتی باشند که مشکل قومی ندارند.
اکثر کلانتری های تهران هم انگاری دست جناب سرهنگ های اهل لرستان است. دليل اين امر بيشتر بخاطر اعتمادی است که به لرها وجود دارد.
آقای کروبی مشهورترين لر در حکومت هستند. البته الان که ديگه در حکومت مسئوليتی نپذيرفته اند و رهبر حزب اعتماد ملی هستند. شجاعت و هوش و حافظه فوق العاده ايشان احتمالا از خصوصيات مشترک خرم آباد و بروجرد است. ظاهرا ايشون اليگودرزی هستند.
شايد بشه آقای ططری و بعضی ديگر رو هم اضافه کرد. البته آقای ططری نماينده کرمانشاه بودند ولی در انتخابات زاگرس نشينان يه موضوع مستقل بودند. شايد هم واقعا رگ و ريشه لر داشته باشند.
سلسله زنديه که دعوی شاهی نيز نداشتند لر بودند. لرها به سيدها علاقه خاصی دارند که متفاوت از ديگران است. يعنی خيلی سيدها رو دوست دارند.
يه رقابت قديمی بين خرم آباد کوهستانی و بروجرد دشتستانی وجود داره. تعداد زيادی از دوستان آشنايان بنده خرم آبادی و بروجردی هستند و شنيدن داستانها رقابت های آنها جالب است. بروجردی ها يه کم با فرهنگ تر و با سواد تر و خرم آبادی ها يه کم شجاع تر اند. البته فقط يه کم باهم تفاوت دارند. بيخودی اختلاف نندازيم.
آيت الله بروجردی از بزرگان بروجرد بودند ولی اقتصاد استان در دست خرم آبادی هاست.
اينها بخشی از شنيده ها در باره لرهای محترم است. در اين شرايط انجام هيچ گونه شوخی و جوک در باره لرها! توصيه نميشود.
يادداشت قبلی را با اضافات بين خطوط تکميل کردم تا جلوی سوء استفاده و کج فهمی گرفته شود.»
مطلب البته با یک جمله کمی تا قسمتی توهین امیز اغاز شده است « لرها هم عجايب موجوداتی هستند » اما این طور که به نظر میرسد نویسنده نه به قصد آزردن لرها بلکه به منظور نوعی قدردانی - و البته نه قدردانی قلبی و واقعی بلکه نوعی هندوانه زیر بغل گذاشتن - نگاشته است.
در ادامه کوشیده شده است با لحنی شوخ مطالبی در باره لرها گفته شود که با همه طنز و شوخی نکاتی در پس واVه های معمولی پنهان دارد که قابل اغماض و گذشت نیست.
صحیح ترین بخش مطلب آنجاست که « در بین مردم ایران زیاد سختی کشیده اند » اما من فکر میکنم راجع به ادامه جمله « ولی همچنان از وفادارترين گروهها قومی به وحدت کشور هستند » نباید زیاد خوشبین باشیم.
بسیاری از مردم و مسئولین مرزپرگهر اصلا مناطق لر نیشین را نمیبینند اما انها که مثل اقای بوترابی سفری به مناطق لرنشین داشته اند و یا قوم و خویشی دارند به نیکی میدانند که این منطقه چگونه منطقه ایست و رشد و توسعه دولتی ! چگونه به استعدادهای این دیار سیلی زنده است.
چهار استان عمده لر نشین یعنی استان کهگیلویه و بویر احمد ٬ چهار محال و بختیاری ٬ لرستان و ایلام در ایران موقعیت بی نظیری دارند. این چهار استان مجموعا پر اب ترین منطقه غیر ساحلی کشور را تشکیل میدهند و در حقیقت زیر زمین لرستان منبع آب شیرین کشور است . اگر فقط به مساله اب اشاره میکنم به خاطر این است که قصد دارم با یک مثال مطلب را به مقصد برسانم وگرنه در هر زمینه دیگری از نفت گچساران تا مسجد سلیمان گرفته تا معادن سیمان و سنگ دورود و الیگودرز و.. مجموعا لرستان اب حیات ایران است.
حالا وقتی میتوانیم به مفهوم رنج و ستم دیده بودن لرها پی بریم که در نظر داشته باشیم تا دوسال پیش در همه این منطقه حتی یک سد و یا بند نیز احداث نشده بود ! جالب نیست؟؟ در کویر یزد و سمنان دهها و دهها سد و بند تعبیه شود و زمینهای لرستان در ده بیست متری ابهای جاری به صورت دیم کاشته شوند؟؟ اکثریت شهرهای لر نشین مشکل اب لوله کشی شرب داشته باشند؟؟این فقط گوشه ای از ستم اقتصادی به لرهاست! در وادی فرهنگی و اجتماعی ستم و ظلم پارسی ریشه لرها را کنده است.
در حالیکه در هر کوره دهات لر نشن و ترک نشین و کرد نشین حداقل دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی فارسی و عربی!! برنامه پخش میکند حتی یک و فقط یک رسانه لر زبان هم در این مرز پرگهر یافت نمیشود!!! باز برادران کرد و ترک و عرب میتوانند با استفاده از همسایگان همتبارشان برخی از ظلم پارسی را جبران کنند ولی ما لرها ...
با این توصیف است که بنده معتقدم بایستی در مورد این تصور وفاداری قوم لر به ملیت ایرانی کمی بیش بیاندیشیم. و ببینیم اصلا این سکوت از سر وفاداری است یا بیچارگی؟ آیا سرانجام نیکی خواهد داشت یا موجب بی هویتی و محرومیت روز افزون قوم لر میشود؟ به راستی اگر لرها به ایران وفادارند این مگر تعجبی دارد؟؟ خب این به خاطر اینست که لرها ایرانی هستند و شاید بتوان با جرات گفت ایران لری است.
شما اگر کمی دید خود را وسیع کنی و لرستان را به چند شهر مثل بروجرد و خرم اباد محدود نکنی ( نمیدانم ولله شما چطور فرهنگ بروجرد و خرم آباد را هم اندازه گرفته ای؟؟ ) و در نظر داشته باشی که بخش اعظم لرها - در سه استان لر غیر از استان لرستان - شاید در تمام عمرشان یکبار از ۱۰۰ کیلومتری این دو شهر هم رد نشده اند - مثل خود بنده که البته قرار است این تابستان زیارت شاپورخواست نصیبم شود - و همه این منطقه - از کرمانشاه تا دریای پارس - را در یک پیوستار تاریخی در نظر بگیری انوقت متوجه میشوی که هر لری که مفهوم واژه اقلیت را بداند از مطلب شما ازرده میشود.
اگر لرها و کردها و ترکها و بلوچها و گیلکها و .. همه و همه اقلیت هستند برادر عزیز پس در این مملکت اکثریت کیست؟ نظر و و بینش کلی اقای بوترابی به عنوان یکی از قدرتمند ترین مدیران اینترنتی ایران برای من خطلی مهم است و خیلی دوست دارم ایشان بدانند به کار بردن گفتمان اقلیت - اکثریت به جای واقعیت گروههای قومی و کثیر المله بودن ایران چقدر میتواند به ضرر مملکت تمام شود.
وقتی صحبت از اقلیت اکثریت میشود خود به خود پای اهمیت هم به میان می اید طبیعی است که گروهی که اکثریت خطاب مشود ایرانی تر به شمار میرود و این تفکر و تعبیر به نظر من مهمترین ستمی - همان ستمی که شما در آغاز مطلب اشاره کرده اید - در این سالهای اخیر در حق لرها روا داده میشود.
البته برای قومیت پارس گران است که جز خود را مالک مرزپرگهر ببیند ولی واقعیت آنجاست که از پایتخت زمستان و تابستانی کوروش - هگمتانه و شوش - تا پاسارگاد و اصفهان به نوعی ملک لر بوده است و جناب کوروش که پارسیستهای تازه به دوران رسیده اینقدر سنگ ان را به سینه میزنند در طول پادشاهی اش از شوش تا همدان همواره در خاک لرستان بوده است و بیش از هر قومیتی به قومیت لر نزدیک است.
آقای بوترابی گفتنی بسیار است و من اینک نگاهی که به متن این یادداشت میکنم بیم دارم که چنان طولانی تر گردد که نه شما وه کسی دیگر رغبت خواندن ان را نیابد اگر دیدم شما قابل دانستید و خواستار بودید در پستهای بعدی از این دست بیش میگوییم.