تبليغاتX
لرستان جنوبی

لرستان جنوبی

ارّگان ، بهبهان ، کهگیلویه ، بویراحمد ، ممسنی و دیگر مناطق لرنشین جنوبی : هرچی لر ایگو - زدل پر ایگو

آلبوم زنده چهار فصل

استان كهگيلويه و بوير‌احمد داراي بيش از 200 جاذبه سياحتي و زيارتي است كه تنها گردشگران انگشت شماري آنها را مي‌شناسند.

كهگيلويه و بوير‌احمد استاني با هزاران جاذبه گردشگري و معروف به سر‌زمين چهار فصل با طبيعتي متنوع و كم نظير يكي از گران‌بها‌ترين مناطق اكوتوريستي ايران است. اين استان با دو نوع آب و هواي سردسيري و گرمسيري و ريزش باراني معادل هزار و 200 ميلي‌متر ميانگين سالانه و تشكيل بهمن‌هاي حجيم ناشي از برف‌هاي زمستاني، سرسبزي و طراوات دل‌انگيزي را در فصل گرما به دست مي‌آورد. وجود رودخانه‌هاي متعددي نظير مارون، چرام، نازمكان، بشار، زهره و مهريان به همراه هزاران تنگه مملو از چشمه سار‌هاي روان در باغستان‌هاي گردو، سيب، انگور و هلو نگاه هر رهگذر خسته از گرماي تابستان را به خود خيره مي‌كند.

42 قله هاي 4 هزار متري

مناطق كوهستاني اين استان پوشيده از ميليون‌ها درخت، درختچه، بوته‌هاي وحشي و گياهان دارويي و خوراكي، 42 قله بالاي 4 هزار متر و پوشيده از برف در نقطه‌اي مقابل دشت‌ها و كوير‌هاي گرم و سوزان و زيباي جنوب كشور ايستاده است.

در اين استان علاوه بر جاذبه‌هاي كوهستاني مراكز زيارتي و سياحتي متعددي وجود دارد كه مي‌توان به بقاع متبركه، آبشار ياسوج، تنگ كبوتري چشمه چنار، چشمه ميشي، سي سخت، تنگ گنجه‌اي و تل باستاني كيخسرو در شهرستان بوير‌احمد اشاره كرد.

 وجود بيش از يك‌صد غار طبيعي در نقاط مختلف استان كه راه ورود به قلب كوه‌هاي صبور، استوار و با صلابت اين ديار است، بسياري از مشتاقان طبيعت و كوهنوردان را علاقه‌مند خود مي‌كند.

هر چند جاي جاي اين استان پر از جاذبه‌هاي منحصر به فرد است، اما عدم اطلاع‌رساني مناسب و كمبود پاره‌اي از امكانات در اين منطقه باعث شده است كه تنها گردشگران حرفه‌اي و طبيعت‌گرد به اين منطقه سفر كنند و سفرهاي خانوادگي از ساير نقاط ايران به اين منطقه در سطح پايين انجام مي‌شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:6  توسط شهریار  | 

چند تک بیت

Xom golom, Mamam gole. Sinam gole bu

Ar. Bexey. Busom nakoni, dagese delet bu

1-   خودم گل، پستانم گل، سينه ام جاي گل

-اگر بخواهي مرا نبوسي، داغش در دلت ميماند

 

Xod goli. Mamat gole. Sinat gole yâs

Dovaru busom bede delom toney xâs

2-   خود گلي، پستانت گل و سينه ات گل ياس

-دختر، بوسه بمن بده، دلم فقط ترا ميخواهد.

 

Xod goli. Mamat gole. Sinat gole bu

Garbexey busom nadi vagardanet bu

3-   خود گلي،پستانت گل، سينه ات جاي گل

-گر بخواهي بمن بوسه ندهي، آرزويم بگردن توست

 

Asemum veygapigosas neveste

Harke yâras xosgele jâsve beheste

4-   آسمان به آن بزرگي گوشه اش نوشته

-هر كه يارش خوشگله، جايش در بهشته

 

Cexase veyryrah beri yâret vabâtbu

Daskini dorgardanes dasti nahâtbu

5-   چه خوش است راه ميروي، يار همراهت باشد

-دست كني دور گردنش و دشت وسيعي در پيشاپيشت باشد

 

Dusuma mentârkii ri gol vatâbi

Giyumat mengardanem gol bah ze mâ bi

6-   ديشب آمدم در تاريكي صورت يارم پيدا بود

-قيامت بگردنم سيماي يار، روشن تر از ماه بود

 

Dus uma pas hunetun gusi geroftam

Harfali kexod deyti zed mova dil geroftam

7-   ديشب آمدم پشت خانه تان گوش دادم

-حرفهايي را كه تو و مادرت ميزديد به دل گرفتم

 

pahlalet sorxe koney sefi surat sefi vâs

Nakenid mane delom. Tâ beravom bâs

8-   گيسوانت ميدرخشيد با آن صورت سفيد و چارقد سفيد

-منع ميكند دل عاشق را – تا من بروم بدنبال او

 

Raxtalet kardi vabar pati meni davat

Gukalet beiskani gole bimorvat

9-   لباسهايت را بر تن كردي رفتي به دعوت

-با كرشمه ميرقصيدي، گل بي مروت

 

mene mardom bongom makon mardom sakey bu

vo borget hesâramkon xom xabarey bum

10- ميان مدرم صدايم مكن، مشكوك ميشوند

-با ابروهايت اشاره كن، خودم آگاه ميشوم

 

Tâberimun bevandidam do tanga

Tâbiyad bus bokonim gole gasanga

11- بيا برويم به بنديم جلوي دو تنگه را

-تا هنگام آمدن بوس بكنيم يار زيبا را

 

Dipasin vogardana afto boram kard

Harfali ke diti zad pus keselom kard

12- ديروز عصر در گردنه آفتاب غروب كرد

-حرفهايي كه مادرت زد، افسرده وكسلم كرد

 

Peypati velgen mane xom pineduzom

Melki dorivari si gol beduzom

13- پاي برهنه بر زمين مگذار خودم گيوه دوزم

ملكي اعلا برايت اي گل ميدوزم

 

Duvaru beyramadi numet nadunom

Buseta gimat bekon tâ vat besunom

14- دختر بوير احمدي نام ترا نميدانم

بوسه ات را قيمت كن تا از تو بخرم

 

Xod gofti xod koldâyi xod vayadâyi

Umadom sare vadejât busom nadâyi

15- خود گفتي، خود قول و وعده دادي

آمدم به وعده گاه ولي بوسته بمن ندادي

 

Dirbiyo yavâsbiyo kam seyla paskon

Numzaet sinikone xole mene sarkon

16- دير بيا، آهسته بيا، كمتر به پشت سر نگاه كن

نامزدت شوهر نميكند، خاك بر سرت كن.

 

Gol veri dovar veri bin ce mejâle

Gorge gosna korebizan hardo siyahale

17- گل برخيز، دختر برخيز، ببين چه موقعي است

گرگ گرسنه، پسر بي زن، هر دو شان در يك حالتند

 

So salâm ruzam salâm huney dovardâr

Dovari ve sinikonom korda samardâr

18- شب سلام، روز هم سلام، اي خانه ي دختردار

دختر ميگويد، من شوره نميكنم، پسر دست از من بردار

 

Tiyelet cerâxtiri borget xiyâbun

Dus, yeso emso doso kerdim biyabun

19- چشمانت چراغ توري، ابروان خيابان

ديشب يكشب ، امشب دو شب است كه مرا تنها گذاشته اي

 

Dus, yexovi mane baqalan tâ nimeye so

Dus, yexovi dideme hazkardameyxo

20- ديشب خوابي ديدم، خوشم آمد از آن خواب

نازنين در بغلم بود تا نيمه هاي شب

 

Cexese sâyey kamar nâley kamutar

Cexese bâzikone bey zolfe dovar

21- چه خوش است سايه ي كمر كوه و ناله ي كبوتر

چه خوش است بازي كني با گيسوان دختر

 

Nitonom bonget konom nedile pâbum

Mocegad seyret konom tâsire pâbum

22- نه ميتوانم صدايت بكنم و نه دل ميگذارد از تو دور شوم

من چقدر بتو نگاه كنم، تا از ديدارت سير شوم

 

Vâveylâ sad vâveylâ sad dâdobidâd

Siyebuse seldahze ci, kor karde irâd

23- واويلا، صد واويلا، صد داد و بيداد

براي يك بوسه ي ساده، چرا پسر گرفته ايراد

 

Velisom pâpâkonom verme nirekor

Vasbiyon dotâmâci tâbâkoni sol

24- برخيزم قدم زنان به پيش پسر بروم

دو سه بوسه به او بدهم تا آشتي كند

 

Xâsena mobi im duvâre tofanget

Ruzve bekulet bi im so zire canget

25- ايكاش من تسمه تفنگ تو ميشدم

كه روز به كولت بودم وشب در ميان دستهايت

 

منبع

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 11:58  توسط شهریار  | 

زلزله در استان لرستان

    به عزای همتباران  و هموطنانمان در استان لرستان به ویژه شهرهای دورود و بروجرد نشسته ایم .. امیدواریم تلاشهای مردم و مسئولان همه و همه بتواند سهمی در کنترل دامنه فاجعه داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 9:46  توسط شهریار  | 

سفر استانی امید!!!!!

هنوز که هنوزه فکر میکنیم کسی هست که با امدنش امیدوار میشویم کسی که همه چیز را میداند همه چیز در دست اوست صلاح همه کس و همه چیز را میداند او همه را دوست دارد دزدی نمکند دل میسوزاند او ...

اما امیدها به سفر استانی می ایند و می روند و ما دلمان خوش است که ...

امیدها می آیند برای مردم دست تکان میدهند می خندند می خندانند ...

این اخرین باری نیست که امیدی می آید و میرود .. من به این می اندیشم که امید بعدی که خواهد امد و کی خواهد رفت.

کاش روزی همه نا امید بشویم و بدانیم که جز به خودمان به کس امید نبندیم.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 1:55  توسط شهریار  | 

امه ی خطاب به ریاست جمهوری به مناسبت سفر دکتر احمدی نژاد به یاسوج و استان کهگیلویه و بویراحمد

قتی به یکی از مسئولین مملکتی گفته میشود «ظلم ستیزان و رادمردان رشید این خطه در زمهریر فقر مالی شکل کوتوله های معلول گرفته اند» با عصبانیت کرامات خویش را از مردم دریغ داشته و بخیال خویش جریمه مان میکنند. آقای احمدی نژاد در طول تاریخ ایران هیچ حکومتی نتوانسته فاتحانه پا به سرزمین کهگیلویه و بویراحمد بگذارد مگر حکومت جمهوری اسلامی که بشهادت نسل حاضر، که نه تصور و تعارف نویسندگان قلم به مزد حکومتیان، خود با آغوش باز خواستیمش و با شربت شهادت از او پذیرائی نمودیم ولی هرگاه با عُسر و تنگدستی برای دادخواهی به پایتخت ایران آمدیم بدلیل نداشتن هیچ عنوان مملکتی گویی به کشوری بیگانه سفر کرده ایم و با دست خالی باز میگردیم و در روی کسانمان بی جواب میمانیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 1:6  توسط شهریار  | 

به بهانه سفر رئیس جمهور : شناختی مجمل از استان کهگیلویه و بویر احمد

استان زرخيز اما محروم كهگيلويه‌وبويراحمد با ‪ ۱۶‬هزارو ‪ ۲۶۴‬كيلومتر مربع مساحت و حدود ‪ ۶۷۵‬هزار نفر جمعيت در ميان استانهاي اصفهان، فارس، بوشهر و چهارمحال و بختياري واقع شده است.

اين منطقه داراي پنج شهرستان بويراحمد ، كهگيلويه ، گچساران ، دنا و بهمئي و شامل ‪ ۱۳‬شهر، ‪ ۱۴‬بخش، ‪ ۱۰‬دهستان و دو هزار و ‪ ۲۲۵‬روستا است.

وجود دو نوع اقليم آب و هوايي سردسيري و گرمسيري، منابع عظيم‌نفت وگاز، ميليونها تن ذخاير معدني، رودخانه‌هاي پرآب ومراتع غني، دامداري و كشاورزي از توانمنديهاي بالقوه اين استان محسوب مي‌شود.

اين استان با داشتن يك درصد جمعيت و مساحت كشور ، ‪ ۲۰‬درصد نفت كشور را توليد مي‌كند و باداشتن ميليون‌هاتن ذخايرارزشمند فسفات، يكي از پتانسيلهاي معدني كشور به شمار مي‌رود.

وجود جنگلهاي انبوه، رودخانه‌هاي پرآب، آبشارهاي زيبا و مناطق بكر طبيعي در بويراحمد و همچنين ‪ ۳۰۰‬جاذبه طبيعي و ‪ ۲۹۷‬بقعه‌متبركه ، اين استان را به منطقه‌اي برخوردار از جاذبه‌هاي ارزشمند گردشگري تبديل كرده است.

بيش از ‪ ۸۲‬درصد مساحت اين استان را جنگل و مرتع تشكيل مي‌دهد و شغل عمده مردم، دامداري و كشاورزي است كه بيش از نيمي از آنان در روستاها زندگي مي كنند.

گويش استان كهگيلويه وبويراحمد كه ‪ ۹۲‬هزار نفر جمعيت آن را عشاير تشكيل مي‌دهند، "لري" است كه در مناطق مختلف با اندكي تفاوت لهجه همراه مي‌باشد.

باوجود برخوردار بودن كهگيلويه و بويراحمد از اين نعمت‌هاي خدادادي و به رغم فعاليتهايي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در اين منطقه انجام شده است، اين استان همچنان از توسعه نيافتگي رنج مي‌برد.

كارشناسان و مسوولان معتقدند كه نبود زيرساخت ها، باعث عقب افتادگي اين استان شده‌است بطوريكه ازنظر توسعه‌يافتگي در آخرين رده استانهاي كشور قرار دارد.

به‌گفته آنها، به رغم تمام تلاشهاي انجام شده، كهگيلويه و بويراحمد اكنون با مشكلات بيكاري، نبود دسترسي مناسب از طريق محورهاي ارتباطي با ديگر استانهاي كشور، كمبود امكانات در بخش‌هاي آموزش و پرورش ، بهداشت و درمان و تربيت بدني مواجه است.

راه و ترابري از ديرباز، مشكل عمده اين منطقه محسوب مي‌شود و به گفته استاندار اين استان، توسعه راهها، توسعه اين منطقه را در تمام زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي به همراه دارد.

باتوجه به تنوع آب و هوا و گشوده‌شدن برخي از محورهاي ارتباطي اين استان ورود گردشگران و زايران به اين منطقه نسبت به سالهاي قبل، افزايش چشمگيري داشته است.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 18:41  توسط شهریار  | 

به بهانه سفر ریس جمهور به استان : دلايل توسعه نيافتگي كهگيلويه و بويراحمد از نگاه مسوولان و كارشناس

ه اعتقاد جمعي از مسوولان و كارشناسان كهگيلويه و بويراحمد، اين استان از نظر شاخص‌هاي توسعه آخرين استان است.

معاون عمراني‌استانداري كهگيلويه‌و بويراحمد،اصلي‌ترين علت توسعه نيافتگي اين استان را كمبود اعتبارات عمراني ذكر كرد.

مهندس مهدي رودشتيان شنبه در گفت و گو با ايرناافزود: بي‌توجهي به اين استان در زمان رژيم ستم شاهي آنچنان بر عمق فقرومحروميت اين استان افزوده است كه هرچه تلاش مي‌شود به جايي نمي‌رسيم.

وي اظهار داشت: اعتبارات عمراني استاني و ملي كه سالانه به اين استان اختصاص داده مي‌شود با اينكه درصد بالايي از آن هم تحقق نمي‌يابد نسبت به مشكلات و تنگناها قابل قياس نيست.

رودشتيان گفت: كهگيلويه و بويراحمد در تمام شاخصها نسبت به‌ساير استانها وميانگين كشوري بسيار عقب است و چنانچه توجه ويژه به تخصيص كلان اعتبارات استاني و ملي نشود مشكلات آن رفع شدني نخواهد بود.

وي گفت: مردم و مسوولان اجرايي اين استان در سال پيامبر اعظم (ص) اميد به دولت مهروز و عدالت محور دارند كه تنگناها و مشكلات چندين ساله آنها رفع شود.

مدير كل صنايع و معادن استان كهگيلويه و بويراحمد گفت: نبود امكانات زير بنايي از جمله راههاي ارتباطي بين استاني و كارخانه‌هاي بزرگ در اين استان باعث عقب افتادگي اين استان در تمام بخشها شده است.

مهندس مرتضي رهنما افزود: زمينه‌هاي اوليه براي رشد ، توسعه و شكوفايي هر بخش در اين استان هنوز فراهم نشده است.

وي شرايط سخت كوهستاني، اعتبارات ناكافي ، نبود نيروهاي انساني متخصص و كارآمد و دسترسي نداشتن به استانهاي همجوار را از عمده عوامل ديگر توسعه نيافتگي اين استان برشمرد.

رهنما گفت:اين استان در بسياري از بخشهاي مختلف هنوزي مستقل نيست و وابسته به استانهاي همجوار است و اين استانها براي آن تصميم مي‌گيرند.

مديركل كار و امور اجتماعي كهگيلويه و بويراحمد گفت: وضع اين استان به مسابقه دو مي‌مانند كه بعد از رسيدن رقابت‌كنندگان به خط پايان، تازه اين استان حركت خود را آغاز كرده است.

مهندس غلامرضا پناه گفت:در حالي كه در كشور ميزان بيكاري ‪ ۱۱‬درصد است در اين استان بدليل توسعه نيافتگي تمام بخشها،بيكاري بالاي ‪ ۲۰‬درصد است.

وي افزود: مركز اين استان ياسوج با وجود اينكه در سال ‪ ۱۳۴۲‬تبديل به فرمانداري شده و در سال ‪ ۱۳۵۵‬تبديل به مركز استان شد،هنوز از رشد نسبي هم برخوردار نشده است.

وي اظهار داشت: زماني اين استان را قطب دامپروري مي‌خواندند و آنقدر در آن دام پرورش دادند كه مراتع و منابع طبيعي آن را كه تنها منابع اصلي بود تخريب كردند.

وي ادامه داد: ميزان عقب افتادگي اين استان مربوط به قرنها است و در فاصله‌هاي زماني كوتاه با اعتبارات كم توسعه و رشد آن مشكل است.

پناه گفت: اميد است در سفر اخير رييس جمهور كشورمان و هيات دولت براي رفع مشكلات ديرينه اين استان چاره انديشي شود.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 18:37  توسط شهریار  | 

قابل توجه علاقه مندان به هنر قوم لر: معرفي يك سايت جديد در استان كهگيلويه و بويراحمد

گالري هنري پر محتوايي به نام دناآرت که شامل گنجينه اي از: عکس هاي استان، آهنگ هاي بومي و لري، کارت پستال عيد نوروز است.
تا کنون:
- سه هزار(3461 عکس)از طبيعت استان بر روي سايت قرار گرفته است.
- پنج ساعت آهنگ لري بر روي سايت بار گذاري شده و قابل شنيدن و دانلود است
- در هفت روز پايان سال 84 حدود پنج هزار(5639)کارت پستال از طريق سايت فرستاده شده است.(توضيح: امکان ارسال کارت پستال از طريق سايت براي بازديدکننده گان وجود دارد)
- ثبت نام در سايت دناآرت رايگان مي باشد و به هر عضو فضاي 30 مگابايت براي ارسال عکس ، آهنگ و فيلم اختصاص داده مي شود.
نوروز باستاني بر شما و خانواده گرامي فرخنده باد و زندگي تان بهاري


دنا ارت

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 0:34  توسط شهریار  | 

تخم مرغ بازي در ممسني به مناسبت نوروز

يكي از آيين‌هايي كه همه ساله چند روز قبل از عيد نوروز در منطقه ممسني برگزار مي‌شود جشن علفه يا عرفه است كه براي شادي ارواح برگزار مي شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 0:8  توسط شهریار  | 

زبانزدهای مردم لرستان جنوبی

 

هر دوری که دیش تعریفش ایه سی کر هالوش خوبه : یعنی هر دختری را که مادرش ازش تعریف کنه به درد پسر داییش میخوره .

میمون وهمه زشت تر پینشتش وهمه بیشتر : یعنی میمون خودش از همه قیافه اش زشت تر است اما ادعاش بیشتر.

اگر گوش عزیزه گوشوارش هم عزیزه : یعنی اگر گوش برات عزیز ومهم است بایدگوشوار هم برات عزیز باشه .

کبوتر خوش حلال تخمش حرومه ؟ یعنی مگه میشه که گوشت کبوتر حلال باشه ولی تخمش حرام .

برف و دیری قرب داره : یعنی برف وقتی روی قله کوه است همه دوستش دارن وقتی نزدیکه هیچکس به آن اهمیتی نمی دهد .



بزه و پی خوش ایکشن میش هم و پی خوش: یعنی بز را با خودش می سنجند و میش را هم با خودش .

اگر شانس داشتم اسمم اینهان شمسی : یعنی اگر شانسم خوب بود اسمم را شمسی می گذاشتند.

گو دی مو سیم گو دی بختت نه سه بو: یعنی دختر گفت مادر من سیاهم مادر گفت بختت سیاه نباشه.

یه شتری ویه گلوله پنبه مرد : یعنی شتری را در دعوا با یه ضربه پنبه به کشتن دادند .(کنایه از اینکه با کسی دعوا نکن شاید با یک ضربه کوچک بمیری ) .

شیر که ریش وتا گربه هم باید حیا کنه : یعنی در ظرف شیر که باز است گربه هم باید خجالت بکشد وبه طرفش نرود.

پنشتا انگشت دس هم مثل هم وانی بوهن : یعنی 5 انگشت دست با هم فرق دارند .

مهتر سی خوش بد ساز ایزن :یعنی اهنگ زن برای خودش بد می نوازد .

گات بیه وگا مرده دورت بیه و زنه مرده : یعنی گاوت را بده به کسی که گاوش مرده ودخترت را بده به کسی که زنش مرده چون اینها قدر چیزها را بهتر میدانند.

دزی که ودز ایزن شاه دزه : یعنی دزدی که از دزد دیگر ٬دزدی میکند شاه دزدان است .

جیجن اخر پوییز ایشمارن : یعنی جوجه را در اخر پاییز باید شمرد .

زیره وکرمون بردن خطایه : یعنی استان کرمان خودش زیره دارد پس نباید به انجا زیره برد .

شاهنومه اولش خشه : یعنی شاهنامه فقط اولش زیباست

زمسون ایگذره وروسیاهیش وزغال ایمونه : یعنی فصل زمستان میگذرد و فقط روسیاهی زغال می ماند.

دیگ ودیگ ایکو روت سیا: یعنی قابلمه به قابلمه می گوید تو سیاه هستی .

هم خوان ایخی هم خرمان : یعنی هم خدا را دوست داری و هم خرما را .

علف ودهن بزی خش بیا : یعنی علف باید به نظر بزغاله شیرین باشه .

  هر دلی یه نگارینه ایپسنده یعنی هر کسی یک چیزی را دوست داره .

دوس منه یای کنه بل تا یه گردو پیکی بو: یعنی دوست به یاد من باشد حتی اگر با یک دونه گردوی پوک باشد .

مار گزیه وریسمون سیا وسفی ایترسه : یعنی مار گزیده از ریسمان سیاه وسفید می ترسد .

هر که وکرم نساخت خره وش ایزنه : یعنی هرکسی که با کرم نسازد باید با زالو بسازد .

شیر ایسوزنت تو حف وماس ایکنی : یعنی شیر تو را میسواند تو به ماست فوت می کنی .

که نه اینخته کیون خو اینخته : یعنی کاه مال خودت نیست کاه دون که مال خودته .

ایخمت نه بهزه خوم : یعنی دوستت دارم اما نه بهتر از خودم .

عرب دو نوم نی خونن : یعنی عرب را با دو اسم نمی خوانند.

خر نسیه اخرش بسه: یعنی هنوز خر را نخریده اما آغلش را بسته .

خر پیر اوسار رنگی : یعنی خر پیر و خورجین رنگی .

یه دسی وخوت بگر یه قیاسی ومردم : یعنی اول عیوب خودت را برطرف کن بعد مال دیگران را .

مالت بپا همسات دز مکن : یعنی مواظب مال واموالت باش وبی خود همسایه ات را دزد نکن.

گلو دسش و په نی رسه ونگ ونگ ایکنه: یعنی گربه دستش به چربی نمی رسه صدا در می یاره .

چقه ترب گا بو که بهه گم گا بو: یعنی چقدر تربچه پیداش شود که به اندازه شکم گاو باشد .

زبون سرخ سر سوز ایه وبای : یعنی زبان سرخ سر سبز را بر باد می دهد .

افتو دینداتره تندتره : یعنی هرچه از زمان طلوع آفتاب بیشتر بگذره گرمتر خواهد بود .

ماهین هر وقت و او بگری تازیه: یعنی ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه است .

دین بوین دور بسون : یعنی مادر را ببین دخترش را بگیر.

مو سی تنم تو سی کیه : یعنی من بخاطر تو دارم این کار را انجام میدهم تو به خاطر چه کسی .

موسی ودین خوش عیسی هم ودین خوش : یعنی هر کس مطابق ائین خودش رفتار کند .

هرکه هندونه بخره پی لرزش هم ایشینه : یعنی هر کس هندوانه بخورد باید پای لرزش هم بشیند .

مار تیه پیهن نیاره پیهن ایره دم هونش سوز اینکه : یعنی مار چشم دیدن پونه را ندارد پونه جلوی خونه اش رشد میکنه .

مثل بریزه دم ایم ایچسبه : یعنی مثل سقز به آدم گیر میده .

هر سوزی نه سوزیه : یعنی هر چیز سبزی سبزه نیست .

اخر وعاقبت آیمی یه متر کفنه : یعنی هر آدمی فقط با خود یک متر کفن (پارچه سفید ) میبرد .

ونخرده بسون بیه و خرده : یعنی از آدمهایی که چیزی را نخورده اند بگیر وبه آنهای که خورده اند بده .

یه سیزن وخوت بزن یه جوال دوز ودیگری : یعنی یک سوزن به خودت بزن و یه سوزن بزرگتر به دیگری.»

هر کن برق ایگره ایمان چراغ موشی : یعنی هر کس را برق می گیرد من را چرا گرد سوز(نوعی چراغ قدیمی ).

مرغ خک و پیت ایکنه خل من سر خش ایکنه : یعنی مرغ در بین خاکها بازی میکند و با خاکها بدن خود را کثیف میکند .

تو که گردو وبارت نیسی چته رگ ورگ ایکنی : یعنی اگر گردو با خودت نداری چرا صدای گردو از خودت در میاری .

یه دس صیا نیاره : یعنی یک دست صدا ندارد .

سال وسال ایگیم یای پارسال وخیر : یعنی هر سال که میگذرد میگوییم یاد پارسال بخیر.

بالاتر وسیاهی ده رنگی نیسه : یعنی بالاتر از سیاهی رنگی نیست :

او که وسر ره چه یه کله چه صد کله : یعنی آب که بگذرد چه کم بگذرد چه زیاد دیگه گذشته .

ماشکی وخوت شکی : یعنی مثل ماش به خودت شک داری.

هر گردی نه گردویه : یعنی هر چیز گردی گردو نیست .

دنیا دار مکافاته : یعنی این دنیا سرای مکافاته .

                                                                                           منبع: سایت چهار فصل

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 21:8  توسط شهریار  | 

لر ستان دل بی کینه سینه ایرانی است .

             سلام... به همه دوستان و هموطنان گل خودم در هرکجای زمین خدا ، در این وبلاگ مطالبی جسته گریخته از ولایت خودم استان زیبای چهار فصلم کهگیلویه و بویر احمد و صفای لری مردمش خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 21:3  توسط شهریار  |